تبلیغات
شیوه های ارزشیابی پیشرفت تحصیلی - آموزش علوم به روش فعال


Admin Logo
themebox Logo


استخاره آنلاین با قرآن کریم


جاوا اسكریپت

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
تاریخ:یکشنبه 17 اردیبهشت 1391-21:46

آموزش علوم به روش فعال

متخصصان آموزش علوم تجربی بر این باورندکه با در نظر گرفتن مزایا و معایب هر یک از این رویکردهای چهارگانه، تنها در صورتی می‌توان از مزایای همه آنها بهره‌مند شد که با توجه به اصل انتخاب رویکرد اصلح به مقتضای حال، رویکردی تلفیقی انتخاب شود[1]. یعنی به مجموعه‌ای جامع، کم عیب و کارآمد دست یافت و ملاک انتخاب رویکرد مناسب را نیز همان نزدیکی به قطب فعال یادگیری قلمداد نمود. به این ترتیب رویکرد جدید آموزش علوم تنها یک پیام برای همه معلمان دارد: «در هر نقطه ای که قرار دارید، بکوشید دست کم، یک گام از یادگیری انفعالی، به سوی یادگیری فعال بردارید».

منظور از رویکرد فعال، رویکردی است که در آن یادگیرنده، خود به نحوی در فرآیند یاددهی و یادگیری دخالت و مشارکت داشته باشد. بنابراین هرگاه تدریس به گونه‌ای سازماندهی شود که ضمن تناسب با علاقمندیهای یادگیرنده، او را در شروع کار با موضوع درگیر کند و در تمام فرآیند تدریس نیز به تناسب توانمندیهای یادگیرنده ادامه یابد، می‌توان گفت که در این روش تدریس از رویکرد فعال استفاده شده است.


بنابراین می توان گفت این رویکرد در پی آن است که به نحوی، نقاط قوت رویکردها و روشهای گوناگون را در کنار هم به کار گیرد و از این راه نقاط ضعف و کاستی‌های هر رویکرد و روش را به کمک سایر روش‌ها پوشش دهد. رویکرد یاددهی و یادگیری فعال، با نظریه «ماریا مونته سوری»[2] در توجه به آموزش حسی، ایجاد تعادل و هماهنگی، تربیت شیوه‌های به كارگیری حواس در دریافت اطلاعات، روش مشاهده، آزمایش‌ و تجزیه و تحلیل اشتراک نظر داشته و بخش اعظم این نظریه را به کار بسته است. همچنین با نظریه «واشبرون»[3] در لزوم توجه به آموختن راه یادگیری و روش کسب آگاهیها، هماهنگی دارد. رویکرد فعال با طرح «دالتون»[4] در دادن آزادی به دانش‌آموزان جهت انجام فعالیت‌ها (فعالیت‌های آزاد خارج از کلاس) همراهی می‌کند. این رویكرد به یادگیری مشارکتی، تشریك مساعی، همفكری و یادگیری از طریق همیاری، اهمیت زیادی داده و از همه مهمتر با نظریه‌های «جان دیویی»[5] درباره روش حل مسأله وفاق فراوان دارد.

زیر بنای فکری رویکرد فعال را ساختن‌گرایی تشکیل می‌دهد. بنابراین می‌توان دریافت كه رویکرد فعال بر مشارکت فعال دانش‌آموز در فرایند یاددهی و یادگیری تاكید زیادی دارد. در نظریه ساختن‌گرایی به بررسی علمی رویدادهای ذهنی نظیر: اکتساب، پردازش، اندوختن و بازیافت اطلاعات پرداخته می‌شود. بنابراین تأکید اصلی در این نظریه تحلیل شناختی یادگیری در ساختار ذهنی یادگیرنده است که نه تنها معلومات پیشین او را در بر می گیرد؛ بلکه راهبردهایی را نیز شامل می‌شود که ممکن است یادگیرنده برای تأثیر در وضع موجود به کار بندد. در نظریه ساختن‌گرایی، یادگیری فرایندی فعال از ساختن یا بر هم نهادن چهارچوبی از مفاهیم و به دست آوردن فعالانه دانش، اطلاعات و مفاهیم است. نظریه ساختن‌‌گرایی نقش فعالی برای یادگیرنده در نظر می‌گیرد. در این نظریه، به جای آنکه فراگیر فقط بشنود، بخواند و به حل تمرینهای کاملاً تکراری و عادی بپردازد، باید بحث و گفتگو کند، فرضیه بسازد، تحقیق و طراحی کند و دیدگاههای دیگران را مورد نقد و بررسی قرار دهد تا زمینه های رشد و پرورش تفكر خلاق و انتقادی فراهم گردد.



زیر بنای فکری رویکرد فعال را ساختن‌گرایی تشکیل می‌دهد. بنابراین می‌توان دریافت كه رویکرد فعال بر مشارکت فعال دانش‌آموز در فرایند یاددهی و یادگیری تاكید زیادی دارد. در نظریه ساختن‌گرایی به بررسی علمی رویدادهای ذهنی نظیر: اکتساب، پردازش، اندوختن و بازیافت اطلاعات پرداخته می‌شود. بنابراین تأکید اصلی در این نظریه تحلیل شناختی یادگیری در ساختار ذهنی یادگیرنده است که نه تنها معلومات پیشین او را در بر می گیرد؛ بلکه راهبردهایی را نیز شامل می‌شود که ممکن است یادگیرنده برای تأثیر در وضع موجود به کار بندد. در نظریه ساختن‌گرایی، یادگیری فرایندی فعال از ساختن یا بر هم نهادن چهارچوبی از مفاهیم و به دست آوردن فعالانه دانش، اطلاعات و مفاهیم است. نظریه ساختن‌‌گرایی نقش فعالی برای یادگیرنده در نظر می‌گیرد. در این نظریه، به جای آنکه فراگیر فقط بشنود، بخواند و به حل تمرینهای کاملاً تکراری و عادی بپردازد، باید بحث و گفتگو کند، فرضیه بسازد، تحقیق و طراحی کند و دیدگاههای دیگران را مورد نقد و بررسی قرار دهد تا زمینه های رشد و پرورش تفكر خلاق و انتقادی فراهم گردد.

«ویگوتسكی»[6] از نظریه پردازان ساختن‌گرایی معتقد است كه برای اتخاذ رویكرد فعال و افزایش كارایی یادگیری، باید دانش‌آموزان با یكدیگر و نیز سایر افراد مرتبط با موضوع یادگیری به تعامل بپردازند. وی معتقد است كه میزان یادگیری دانش‌آموزان از یكدیگر در مقایسه با میزان یادگیری از معلم و كتاب درسی بیشتر است. یادگیری اجتماعی یا مشاركتی كه اساس نظریه ویگوتسكی را تشكیل می‌دهد، بیانگر بنا کردن دانش و مفاهیم به صورت اجتماعی و همراه با دیگران است. طبق این نظریه، دانش و مفاهیم تا حد زیادی بار اجتماعی داشته و نمی‌توان آنها را به طور انفرادی بنا کرد. انسانها از راه گفتگو با هم بهتر به مفاهیم پی می‌برند.

علی‌رغم این‌كه در نظریه‌های یادگیری جدید، توجه زیادی به دانش‌آموز شده است؛ اما این کافی نیست که فقط دانش‌آموز در وضعیت فعال قرار گیرد؛ بلکه باید معلم هدایت او را بر عهده گرفته و به او کمک کند تا مفاهیم و نظریه‌های علمی را دوباره کشف كرده و با نظارت كامل بر عملكرد دانش‌آموز، نگرش‌ها و مهارت‌های كسب شده را مورد بازبینی و اصلاح قرار داده و مانع ایجاد كج فهمی و نگرش‌های منفی در وی گردد.

با به‌كارگیری رویكرد فعال می‌توان طیف وسیعی از انواع فعالیت‌ها و اهداف آموزشی را تحت پوشش قرار داد. «جویس»[7]، «ویل»[8] و«كالهون»[9] نویسندگان كتاب الگوهای تدریس 2004 (ترجمه بهرنگی، 1384) معتقد هستند كه با مشخص كردن اهداف مورد نظر آموزشی و اتخاذ الگو و روش تدریس مناسب، می‌توان به نحو مؤثری از رویكرد یاددهی- یادگیری فعال استفاده كرد. تعدادی از الگوها و روش‌های تدریس مناسب جهت به‌كارگیری در رویكرد فعال عبارتند از:

1.       پرورش تفکر خلاق و حل مسایل به روش استقرایی با استفاده از روش تدریس تکوین مفهوم.

2.       كسب و درك مفاهیم و ارزیابی تفکر با استفاده از روش تدریس دریافت مفهوم.

3.       تحلیل مسایل جاری و سایر مسایل اجتماعی با استفاده از روش تدریس محاکم قضایی و ایفای نقش.

4.       شکستن قالب‌های حاکم بر تفکر و رشد تفکر واگرا با استفاده از روش تدریس بدیعه پردازی و تفحص گروهی.

5.       همکاری در فرایند آزمودن فرضیه ها با استفاده از روش تدریس تفحص گروهی و کاوشگری علمی.

6.       تقویت استدلال علمی با استفاده از روش تدریس کاوشگری، بدیعه پردازی، تفحص گروهی و شبیه‌سازی.

7.       اشراف بر مجموعه پیچیده‌ای از مطالب با استفاده از روش تدریس یادسپاری، کاوشگری علمی و تفحص گروهی (همان).

البته باید اذعان كرد که از میان روش‌های تدریس ذكر شده، برخی تناسب بیشتری با رویكرد یاددهی- یادگیری فعال دارند و برخی نیز از نظر استفاده دارای محدودیت هستند؛ اما می‌توان به منظور بهره‌مندی از مزایای روش‌های تدریس ذكر شده، از ترکیب چند روش استفاده كرد. به عنوان مثال استفاده از روش‌های پژوهش گروهی، آموزش کاوشگری، ایفای نقش و شبیه سازی در رویکرد فعال آموزش علوم بسیار کارآمد است؛ ولی این بدان معنا نیست که از روش‌هایی چون بحث گروهی، پرسش و پاسخ استفاده نشود. به هر حال در زیر به معرفی روش‌هایی پرداخته خواهد شد که با رویکرد فعال در آموزش علوم تناسب بیشتری داشته باشند.

 



[1]  رویكرد تلفیقی آمیخته‌ای از چند رویكرد است كه می‌توان با توجه به موضوع مورد بحث و شرایط كلاس درس از آن استفاده نمود و از مزایای همه رویكردها در زمان واحد استفاده كرد.

[2] Maria Montessori

[3] Washburn

[4] Dalton

[5] John Dewey

[6] Vigotsky

[7] Bruce R. Joyce

[8] Marsha Weil

                                                                                                                                                   

منبع:وبلاگ یاد دهی ویادگیری علوم تجربی